|
مقــــــــالات علمـــــــی مديـــــــريت آمــــوزشــــــــی
|
بررسی وضعیت دبیرستانهای دولتی دخترانه شهر گرمسار
از نظر انطباق با ویژگیهای سازمان یادگیرنده
دکتر اصغر شریفی، فاطمه اسلامیه
هدف پژوهش حاضر بررسی وضعیت دبیرستانهای دولتی دخترانه شهر گرمسار از نظر انطباق با ویژگیهای سازمان یادگیرنده (از دید دبیران مدارس) بوده است که در سال تحصیلی 88 –87 انجام شده است. روش تحقیق از نظر گردآوری اطلاعات توصیفی (پیمایشی) و از نظر هدف کاربردی بوده است. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه دبیران زن دبیرستانهای دولتی دخترانه شهر گرمسار (N=75) بوده است. حجم نمونه مطابق با جدول «گرجسی و مورگان » (n=63) تعیین گردید که این تعداد به شیوه تصادفی ساده انتخاب شده است. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه محققساخته بسته پاسخ بر مبنای پنج مولفه سازمان یادگیرنده «پیتر سنگه» در مقیاس پنج درجه ای لیکرت بوده است. روایی پرسشنامه با نظر صاحبنظران و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 0.92 برآورد گردیده است. دادههای گردآوری شده به کمک آزمون های تی تک نمونهای و تحلیل واریانس از طریق نرمافزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج بدست آمده نشان داد که دبیرستانهای دخترانه دولتی شهر گرمسار از تمام ویژگیهای یک سازمان یادگیرنده (قابلیتهای شخصی، مدل های ذهنی، آرمان مشترک، یادگیری تیمی و تفکر سیستمی) برخوردار بوده و در وضعیت مطلوبی قرار دارند. همچنین بین نظرات آزمودنیها در مورد ویژگیهای سازمان یادگیرنده در دبیرستانهای دخترانه دولتی شهر گرمسار از نظر سن و سطح تحصیلات تفاوت معناداری مشاهده نشده است. اما بر حسب نوع دبیرستان تفاوت معناداری از نظر ویژگیهای قابلیتهای شخصی و تفکر سیستمی در سطح معناداری 0.05 (P < 0.05) مشاهده شده است.
کلید واژهها: سازمان یادگیرنده، یادگیری سازمانی، قابلیتهای شخصی، مدلهای ذهنی، آرمان مشترک، یادگیری تیمی، تفکر سیستمی.
منبع: مقالات دومین همایش تخصصی مدیریت و گرایشهای آن باشگاه پژوهشگران جوان دانشگاه آزاد اسلامی واحد فیروزکوه، اردیبهشت 88.
Organizational Citizenship Behaviour

اصطلاح « هوش هیجانی » برای اولین بار در سال ( 1990 ) توسط « پيتر سالوی » و « جان ماير » براى بيان کيفيت و درک احساسات افراد، همدردى با احساسات ديگران و توانايى اداره مطلوب خلق و خو ارائه شد. درحقيقت هوش هیجانی مشتمل بر شناخت احساسات خويش و ديگران و استفاده از آن براى اتخاذ تصميمات مناسب در زندگى است. به عبارتى عاملى است که به هنگام شکست، در شخص ايجاد انگيزه مى کند و به واسطه داشتن مهارتهاى اجتماعى بالا منجر به برقرارى رابطه خوب با مردم مى شود. در سال ( 1995 )، « دانیل گولمن » با انتشار كتاب معروف خود به گونه اي گسترده مفهوم هوش هیجانی را گسترش داد. به طوریکه این مفهوم بسیار مورد توجه قرار گرفت و بحث هاي بسياري را برانگيخت. به اعتقاد « گولمن » هوش هيجاني با توانايي درک خود و ديگران (خودشناسی و ديگر شناسی)، ارتباط با مردم و سازگاري فرد با محيط پيرامون خويش پيوند دارد.
Goose Management or Buffalo Management
« جينن بلاسكو » یکی از مشاورين برتر مديريت، در کتاب خود تحت عنوان « پرواز بوفالوها » به مطالعه رمز موفقیت و بقا سازمانهای موفق جهان پرداخته و بر این اساس 2 شیوه مدیریتی به نام « مدیریت بوفالویی و مدیریت غازی » را در سازمانها معرفی می نماید. وی با توجه به محیط رقابتی و پر از تغییر امروز، به ضرورت تغییر سازمانها و فاصله گیری آنها از مدیریت بوفالویی که مختص سازمانهای سنتی و قدیمی است و حرکت به سمت مدیریت غازی که مختص سازمانهای نوین می باشد، تاکید می نماید و به مدیران سازمان گوشزد می کند تا به جای قیچی کردن بالهای کارکنان، اجازه پرواز کردن را به آنها بدهند. چرا که رمز موفقیت سازمانهای امروزی ایجاد و پذیرش نوآوری و خلاقیت در سایه همفکری و مشارکت همه جانبه کارکنان با یکدیگر است نه اطاعت محض و بدون چون و چرای کارکنان از مافوقشان.
سيستم 5S، براي اولين بار در کشور ژاپن شكل گرفت. ولي ايده اوليه اين سيستم، ژاپني نمي باشد. ژاپنی ها بعد از جنگ جهاني دوم، براي جبران خسارتهاي ناشی از جنگ و آغاز زندگي جدید در مطالعات و بازديدهاي خود در برخي از صنايع آمريكا با پديده HOUSEKEEPING يا خانه داری صنعتی که شامل نظافت، بهداشت، نظم و ترتيب، رعايت كامل ايمني و جلوگيري از حوادث بود آشنا شدند. آنها با الگوبرداری از این پدیده، با توجه به فرهنگ حاکم بر کشورشان به ابداع و توسعه سیستم 5S ژاپنی که براي بهسازي و آراستگي محيط كار می باشد در کشور خود پرداختند. هر یک از این کلمات که با S شروع می شوند و به نظام 5S معروفند، بیانگر یکی از ابعاد پنجگانه ساماندهی محیط کار می باشند.
مهمترین و حیاتی ترین دارایی هر سازمان، نیروی انسانی کارآمد آن سازمان است. کیفیت و توانمندی نیروی انسانی، مهمترین عامل بقا و حیات سازمان است. چرا که نیروی انسانی توانمند، سازمان توانمند را به وجود می آورد. از نظر « پیتر دراکر » رشد اقتصادی مرهون توانمند کردن کارکنان فرهیخته است. او تمام پیشرفتهای اقتصادی قرن حاضر در کشورهای توسعه یافته را ناشی از توانمند شدن نیروی انسانی و در نهایت افزایش بهره وری آنان می داند. کارآمدسازی و توانمند کردن نیروی انسانی فرهیخته، در گرو تلاش مدیریت سازمانهاست.
چارلز هندى پيش بينى مى كند كه سازمانهاى آينده سازمانهاى شبدرى خواهند بود. اين سازمانها پيش از آنكه واجد جنبه هاى فيزيكى باشند بيشتر سازمانى مجازى خواهند بود. ساختار سازمانهاى شبدرى كاملا متفاوت از سازمانهاى سنتى مى باشد. تعداد لايه هاى مديريت در سازمانهاى شبدرى كاهش پيدا مى كند، مديريت به جاى اينكه مظهر و نماد يك طبقه تشريفاتى و بالا در سازمان باشد، بيشتر يك فعاليت حرفه اى خواهد بود و در اين عصر (عصر سنت گريزى) حتى شركتهاى توليدى، تبديل به يك سرى موسسات زنجيره اى مى شوند و تعدادى شركت خدماتى به عنوان واسطه، مصرف كننده را به تأمين كننده مواد اوليه متصل مى نمايند.
ايجاد و بهبود حافظه سازماني، يكي از شيوه هاي مديريت منابع فكري و فرهيخته است. سازمانها بايستی راجع به تلاشهای گذشته و شرايط محيطی خود دانشی را در حافظه نگهداری كنند. وقتي سازمان مطلبي را می آموزد، از آن پس بايستی نتيجه آن مطلب در دسترس باشد. ثبت و ضبط مطالب به صورت مكتوب تنها يک فرم از حافظه سازمانی است. آشكارترين محل در اين زمينه گنجينه های اطلاعاتی همچون كتابچه شركت، پايگاههای داده، سيستمهای نگهداری فايلها و حتي داستانها و حكايتها نيز می شود. علاوه بر اين، افراد نيز يكی ديگر از محلهاي اصلی نگهداری و حفظ دانش سازمانی هستند.