X
تبلیغات
مديريت آموزشی - تصمیم گیری
مقــــــــالات علمـــــــی مديـــــــريت آمــــوزشــــــــی
   

 تصمیم گیری در مدیریت  

 

Decisionmaking In Management

فاطمه اسلامیه 

 

تصمیم گیری، اصلی ترین و مهمترین مسئولیت و مهارت یک مدیر است و فراگردی است که علاوه بر اتخاذ تصمیم به اجرا نیز منتهی می شود. تصمیم گیری، یعنی ارزيابی راه حلهای موجود و انتخاب بهترین گزینه. فهمیدن فراگرد تصمیمگیری برای مدیران موفق مدارس امری حیاتی است زیرا که مدرسه مانند همه سازمانهای رسمی دیگر اساسا یک ساختار تصمیمگیری است. سه استراتژی برای تصمیم گیری در نظر گرفته شده است. استراتژی بهینه سازی، استراتژی رضایت بخش و استراتژی افزایشی.

 

استراتژی بهینه سازی که مدل کلاسیک تصمیم گیری است، برای مدیران مفید نیست چون فرض مدل فوق این است که تصمیمات باید کاملا معقول باشد و تصمیم گیرنده ها دارای توانایی ذهنی، عقلانی و معلومات هستند که متاسفانه در دنیای واقعی مدیران چنین نیستند.

 

استراتژی رضایت بخش که مدل اداری تصمیم گیری است، دارای نقش مرکزی است و دارای فراگرد سیستماتیک می باشد. تصمیم گیری چرخه ای از فعالیتهاست که شامل پنج مرحله تشخیص و تعریف مساله یا موضوع، تجزیه و تحلیل مشکلات، تعیین معیار کفایت برای حل مساله، تهیه طرح یا استراتژی عمل و اجراء طرح عمل می باشد. استراتژی رضایت بخش برای برخورد به بسیاری از مسائل مدیریت آموزشی بسیار مناسب است با این حال وقتی که مجموعه راه حلها غیرقابل تعریف باشند و پیامدهای هر یک از راه حلها با توجه به سطح مطلوب معینی غیرقابل پیش بینی است، یک استراتژی افزایشی مناسبتر می باشد. فراگرد افزایشی، برای مقایسه های محدود و متوالی است. مدل فوق توسط « چارلز لیندبلوم » معرفی و صورت بندی شده است.

 

تفاوت های اصلی سه مدل تصمیمگیری ( کلاسیک، اداری و افزایشی ) در شکل 1، با یکدیگر مقایسه شده اند:

 

افزایشی

اداری

کلاسیک

تعیین مقاصد و ایجاد راه حلها با هم انجام می شود.

مقاصد معمولا قبل از ایجاد راه حلها تعیین می شوند.

مقاصد قبل از ایجاد راه حلها تعیین می شوند.

از آنجایی که وسایل – هدف از یکدیگر جدا نیستند تحلیل وسایل- هدف نامناسب است.

تصمیم گیری نوعا یک تحلیل وسایل – هدف است؛ مع هذا گاهی وقتها اهداف در نتیجه تجزیه و تحلیل عوض می شوند.

بنابراین تصمیمگیری عبارت از تحلیل وسایل – هدف می باشد. ابتدا اهداف تعیین می شوند سپس وسایل به دست آوردن آنها جستجو می شوند.

تصمیمگیرنده ها جستجو و تجزیه و تحلیل را خیلی محدود می کنند. به راه حلهای مشابه وضع موجود توجه دارند. بسیاری از راه حلها و نتایج مهم نادیده گرفته می شوند.

تصمیم گیرنده ها در « کنکاش روی حل مشکل » مشغول می شوند تا اینکه مجموعا ای از راه حلهای معقول تشخیص داده می شوند.

تصمیم گیرنده ها به تجزیه و تحلیل جامع مشغول می شوند؛ همه راه جلها و همه پیامدها در نظر گرفته می شوند.

 شکل 1، مقایسه مدلهای تصمیمگیری کلاسیک، اداری و افزایشی

 

« جنیس » در تئوری تعارض تصمیم گیری پنج شیوه مقابله با فشار روانی در تصمیم گیری را روشن می کند:

  • پیوستگی نامتعارض
  • تغییر نامتعارض
  • اجتناب دفاعی
  • هشیاری بیش از حد
  • هوشیاری

چهار الگوی اول نوعا کارکردهای نادرستی بوده، منجر به تصمیمات ناقص شده ولی ممکن است هوشیاری موجب تصمیمات اثربخش شود.

 

« گای ای. سوانسن » سه نوع شیوه برای تصمیم گیری با دیگران را ارائه کرده است:

  • نوع مرکزیت ـ دموکراتیک
  • نوع پارلمانی
  • نوع اتفاق آراء

« ویکتور وروم » و « فیلیپ یتون » هفت قانون تصمیم گیری مربوط به کیفیت تصمیم و پذیرش تصمیم را در مدل هنجاری خود ارائه داده اند. سه قانون اول ( قانون اطلاعات، قانون اعتماد و مشکل بدون ساختار ) برای غنی تر کردن کیفیت تصمیمات و چهار قانون دوم (قانون پذیرش، قانون تعارض، قانون بی طرفی و قانون تقدم پذیرش ) برای پذیرش تصمیمات به وسیله زیردستان طرح شده اند.

 

منبع:

هوی، وین ک و میسکل، سیسیل، ( 1382 )، مدیریت آموزشی ( تئوری، تحقیق و عمل )، ترجمه میر محمد سید عباس زاده، انتشارات دانشگاه ارومیه، چاپ چهارم.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 6:14 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  |