|
مقــــــــالات علمـــــــی مديـــــــريت آمــــوزشــــــــی
|
ايجاد و بهبود حافظه سازماني، يكي از شيوه هاي مديريت منابع فكري و فرهيخته است. سازمانها بايستي راجع به تلاشهاي گذشته و شرايط محيطي خود دانشي را در حافظه نگهداري كنند. وقتي سازمان مطلبي را مي آموزد، از آن پس بايستي نتيجه آن مطلب دردسترس باشد. ثبت و ضبط مطالب به صورت مكتوب تنها يك فرم از حافظه سازماني است. آشكارترين محل در اين زمينه گنجينه هاي اطلاعاتي همچون كتابچه شركت، پايگاههاي داده، سيستم هاي نگهداري فايل ها و حتي داستانها و حكايتها نيز مي شود. علاوه بر اين، افراد نيز يكي ديگر از محلهاي اصلي نگهداري و حفظ دانش سازماني هستند.
حافظه سازماني با گردآوري، سازماندهي، توزيع و استفاده مجدد از دانش ايجاد شده توسط كاركنان، دارايي كليدي سازمان يعني دانش را توسعه داده و تقويت مي كند. حافظه سازماني، تنهـــا وسيله و ابزار جمع آوري و نگهداري دانش نيست بلكه وسيله اي براي به اشتراك گذاشتن دانش نيز محسوب مي شود. هدف ابزارهاي حافظه سازماني تأمين اطلاعات مناسب براي رويههاي سازماني است که نميتوان آنها را در جايي غير از سازمان خود آموخت. واژگان فني و اصطلاحات مخصوص هر سازمان، درسهاي فرا گرفته شده از پروژههاي سازمان و خط مشيها و راهبردها نمونههايي از حافظه سازماني هستند.
فناوري اطلاعات به دو شيوه از حافظه سازماني پشتيباني مي كند:
1. از طريق بازيابي دانش ثبت و ضبط شده.
2. از طريق در دسترس قرار دادن افراد با دانش در سازمان.
علاوه بر فواید حافظه سازماني موانعی در زمينه ايجاد يك حافظه سازماني اثربخش وجود دارد از جمله:
1 - دانش سازماني غيررسمي مانند يك حيوان وحشي گريزپا به سختي قابل ثبت و ضبط شدن است.
2 - رويكرد معمولي و متعارف در زمينه حافظه سازماني يعني ثبت و نگهداري اسناد، نمي تواند شرايط و واقعيت مطلب را منعكس كند.
3 - به مرور زمان مرتبط بودن دانشو درنتيجه ارزش آن از دست مي رود.
منبــــــع:
ماهنامه تدبیر. احمد ابراهيمی. ضرورت تقويت حافظه سازماني.